تبليغاتX
!!دست نوشته هایی از جستجوهای یک علامه



نویسنده : علامه ; ساعت 0:18 AM روز دوشنبه 1386/10/17

روز پانزده دی ممکن است خیلی ها را به یاد هیچ مناسبتی از زندگیشان نیندازد و برعکس بسیاری   زیباترین ها را به خاطرشا ن آورند .

آنانی که با

دست هایم را در باغچه می کارم

 

  سبز خواهم شد می دانم ، می دانم ، می دانم

 

    و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت

 

 

مانوسند پانزدهم دی ماه را روز اوج به خاطر آوردن زیبا کسی دانند که اوزان اشعارش و کلمه به کلمه ی شعرهایش را بیت عشق ، عاطفه و احساس والا و قابل تقدیر زنانه اش ساخته است .

در جایی خواندم که:

" ممکن است اشعاری مدتی رواج یابد و مشهور شود و چندی بعد از خاطره ها فراموش گردد. عکس این نیز محتمل است که شعری مدت ها ناشناخته بماند و رواجی پیدا نکند و بد بدرخشدو قوت و تاثیرش پایدار شود . "

ولی به عقیده ی من شعری همچون

 

 و این منم زنی تنها


    در استانه فصلی سرد


       در ابتدای درک هستی الوده زمین


             و یأس ساده و غمناک اسمان


                  و ناتوانی این دستهای سیمانی

 

هم چنان پایدار می ماند تا هنگامی که

پری کوچک غمگین هست

تا وقتی که

گیسوان ادامه ی بوهای زیر خاکند

و تا زمانی که می توان پرواز را به خاطر سپرد .

 

گرچه شانزدهم دی ماه است اما

پانزدهم دی ماه سالگشت ولادت بزرگ شاعر فروغ الزمان فرخزاد تبریکتان باد .

 

   اکنون که می روی

 

         شعرهایم

 

              ستاره باران شب های بی فروغت باد

 

                          

 

   

   پایدار مانید و جاویدان .

 

 

 

 





دسته بندی :

لینک مطلب