پیوند شعر و موسیقی
از آن جا که رهایی در ذات شعر است و شعر نوعی رویارویی یا پیوند خلاق آزادانه ی عاطفه با هستی است ، موسیقی سیرت شده ی آن نیز باید موسیقی ای آزاد و هم آهنگ با دست افشانی عاطفه باشد . یعنی هنگامی که شعری آفریده می شود مانند کودکی است که زاده می شود :عریان و رها . اما این عریانی و رهایی تنها در شکل منسجم و نظم اندام های آن است که زیباییش می کند.
در آغاز پیدایش شعر ، آهنگ در شعر نمودی طبیعی داشت و از سیرت آهنگین کلام مایه می گرفت ولی انسان به تدریج قید و بندهایی برای احساس خویش تراشید و آن را از مسیر طبیعی خود خارج ساخت مانند کودک عریانی که سپس تر با پوشاک و اخلاق مجهز می شود .
انسان ابتدایی به هنگام کار گروهی یا فردی به حرکاتی موزون برای پیش برد و تسهیل در کار نیاز داشت . در شکار ، قایق رانی و یا بریدن درخت برای نظم بخشی و هم آهنگی در حرکت دست و یا اندام دیگری که به ناچار در فعالیت شرکت می جست ، اصواتی راهنمای عملشان بود که از حنجره بیرون می دادند . با هر زیر و بم و یا شدت صوت ـ به مثابه ی نوعی پیام ـ حرکت معین گروهی انجام می گرفت .
همان گونه که امروز ( به عنوان مثال ) نمد مال های ایرانی ( در شمال ایران ) هنگام تولید نمد ، صداهایی نامفهوم ، ولی هم نوا ، از حنجره هایشان خارج می کنند که با هر ضرب آهنگ حرکت معین گروهی انجام می گیرد و یا شکل کار عوض می شود .
هنگام کار ، پاره ای از اصوات به تدریج به شکل کلمه ای موقعیت یا وزن مناسب خود را در هم آهنگی با حرکت کار می یافت که در اذهان به ثبت می رسید و به نوعی اثر جادویی در پیش برد کار داشت و بدین گونه بود که " کلمه " به تدریج جنبه ی تقدس به خود گرفت .
در انجیل یوحنا آمده است :" در آغاز کلمه بود ، کلمه در نزد خدا بود ، و کلمه خدا بود " .
حتی
" نام یکی از خدایان مصر ، خرن ( khern ) یعنی " کلمه " بود " .
چون ابزار کار شاعر ، واژه ی ( کلمه ) است در جهان باستان برای شاعر مقامی نیمه خدایی یا پیغمبری قائل بودند . و این اندیشه تا قرن ها دوام داشت .
همچنان که
نظامی می گوید :
پرده ی رازی که سخن پروری ست
سایه ای از سایه ی پیغمبری ست
اعراب دوران جاهلیت قریحه ی شاعری را جنی به نام " تابعه " می پنداشتند که در جسم شاعر حلول می کند . در نزد بعضی از اقوام معنی واژه ی شعر و جادو یگانه اند ؛ مانند واژه ی رومی " کارمینا " که هم به معنی جادو است و هم شعر . و یا واژه ی آلمانی Lied به معنی سرود در اصل به معنی جادو بوده است .
ترانه های ابتدایی از اصوات و صداهای واژه شده پدید آمدند که با آهنگ و وزن معین خود باعث تسریع و تسهیل در کار می شدند . و به همین دلیل ، در آغاز موسیقی و واژه یا موسیقی و ترانه (شعر ) یگانه بودند .
کارل بوشر ( Karl Buecher ) آلمانی ، معتقد است که از اصوات ابزارهای کار ، عامل ساختن ابزارهای موسیقی بوده اند . او حتی موسیقی را برگرفته از ابزار کار می داند و " چنگ " را نمونه می آورد که به الهام از " کمان " ساخته شده است .
در هرحال ، برای موسیقی کلام در شعر از دیرباز ارزشی حیاتی و جادویی قائل بودند . " در وادها (کهن ترین سودهای مذهبی هندیان ) ذکر شده است که همه ی حرکات عالم بر اساس " چاندا " خا یعنی وزن های ثابت کلام خلق شده است و از این رو است که حرکات عمده ی کائنات نظامی پایدار دارند . "
مطلبی که هم اکنون پیش رو دارید مطلبیست از کتاب
موسیقی در شعر سپید فارسی
تالیف " محمود فلکی "
امید است مورد پسند و توجه شما عزیزان قرارگیرد .
امیدوارانه در انتظار نظرات شما عزیزان راجع به این پست است .


